|
عصر عاشورا كنار خیمههای سوخته ذوالجناحی ماند با یال رهای سوخته كاروان میرفت و میب
لعید دشت دیر سال كودكان تشنه را با دست و پای سوخته قطره قطره شرم شد آ
ب فرات از دیدن رقص خونآلود شمشیر و هوای سوخته چارده قرن آسمان بارید و م
یبارد هنوز چشم زینب (س) را به خاك كربلای سوخته ابرها بارانی و شاید خدا هم گریه كرد
عصر عاشورا كنار خیمههای سوخته
بگو قلبی شکسته دوست داری؟ تورا ای عشق ! بی سر دوست دارم مرا با دست بسته دوست داری؟ نه تنها تیر و تیغ و سنگ بوده سر پیراهن تو جنگ بوده ولی شرمنده زینب دیر فهمید که انگشتر به دستت تنگ بوده
لبهای تو مگر چقدر سنگ خورده است؟ قاری من چقدر صدایت عوض شده تشریف تو به دست همه سنگ داده است اوضاع شهر کوفه برایت عوض شده تو آن حسین لحظه گودال نیستی بالای نیزه حال و هوایت عوض شده وقتی ز روبرو به سرت می کنم نگاه احساس می کنم که نمایت عوض شده جا باز کرده حنجره ات روی نیزه ها در روز چند مرتبه جایت عوض شده طرز نشستن مژه هایت به روی چشم ای نور چشم من به فدایت عوض شده ما بعد از این سپاه تو هستیم یا حسین جنگی دگر شده شهدایت عوض شده تو باز هم پیمبر در حال خدمتی با فرق این که شکل هدایت عوض شده
هرگز چنین معامله ای با پدر مکن
بیشترازسینزده هزار زائر در کربلا روز اربعین
« بسم رب الحسين (ع) »
بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار
شهادت اما حسن ابن علی ابن ابی طالب(علیهما السلام) را بر همه شیعیانه جهان تسلیت می گوئم
باعرض سلام
خدمتته تمام دوستانی که به وب من اومدند بعضیها فکرمی کونند هرکست گوفت یا حسین میگه باید اخوند یا متخلف امور روزگار باشه وفکره بدروبه اون فرد می کونند امام حسین فردیست که هرکسی براش کم نه زاره براش کم نمی زاره ودین امام حسین خورا فات نیست چرا؟ جواب|چون هرکسی تو دونیا اومدو یک کاری انجام داد ودر زمانه خودش معروف شود وبعد سالهای ازیاد رفت اما امام حسین بعد از هزارسال هروقت محرم میاد تمام دنیا ودانشمندان از هرمزهب بیاد او هستند وانگار که دیروز این بزرگ گوار شهید شودند اما مردم البته بعضیها بدونه هیچ سندی یادلیلی این را رد می کونند چون می دانند که حسین بر همه افزلیت دارد ودینه ما خورافات نیست وهرکس سند دارد که کاره ما خرافات هست با من رودر رو شود دینه ما دینه اخوندها نیست دینه خدا و محمد است!
وقتی حسین به علی یاد پیمبرمی کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره تا مادرش لیلا دم از مه روی اکبر می زنه بی بی رقیه شونه بر گیسوی اکبر می زنه زیباترینها دم به دم غرق تماشا شده اند یوسف ها بنده رخ یوسف لیلا شده اند وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره آمده یوسف با کلاف بر سر بازار علی میگه منم دیوونشم شدم خریدار علی تا سوی میدان راهی شد به طرف لشگر اومد یکسره دشمن می خونه والله پیغمبر اومد اگر به هنگام نبرد شجاع و بی همتا بود استاد جنگاوریش عباس دلربا بود وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره
|
درباره وبلاگ![]()
نه مثل ساره ای و مریم! نه مثل آسیه و حوا
بهمن 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 پیوندها
ღ♥ღ♥ღدهكده ي شبღ♥ღ♥ღ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||